طنز
زهرا حسینی
کچل
" روزی مرد کچل وارد سلمانی شد،همه به او خندیدند(تعجب کردند که کچل چگونه به سلمانی نیاز پیدا کرده؟؟) مردگفت:چیه؟ آمدم آب بخورم."
سالگرد
"پیرز نی روبه شو هرش کرد وگفت : امروز پنجاهمین سالگرد ازدواجمونه، به نظر تو چه کار کنیم؟
مرد گفت: پنج دقیقه سکوت . "
دیوانه " روزی دو دیوانه به هم رسیدند ، یکی با دست خورشیدرا نشان داد وگفت: تو می دانی این خورشید است یا ماه ؟ دیوانه دیگر گفت : نه و الله من هم مثل شما دراین شهر غریبم."
سکته ناقص
"ر وزی به مردی خبر دادند که ما درزنش سکته ی ناقص کرده ودر بیما رستان به سرمی برد. مرد گفت : آه ، یکبار نشد این پیرزن کاری را کامل انجام بدهد."
مسابقه
"یک خربا گوره خر مسابقه ی "دو" گذاشت. گوره خر برنده شد. خر گفت :قبول ندارم ، تو لباس ورزشی داشتی.
:: موضوعات مرتبط:
فرهنگی ,
,
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6